عباس اقبال آشتيانى

404

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

اعور زوزنى سر راه بر او گرفت ولى از دست براق و ياران او شكست يافت و براق در 619 بر كرمان مستولى شد و از اين تاريخ اساس سلسلهء قراختائيان كرمان را ريخت . شرح روابط او را با سلطان جلال الدّين منكبرنى و برادرش غياث الدّين در احوال اين دو پادشاه ذكر كرده‌ايم . براق در سال 632 وفات كرد و در تمام مدّت سلطنت از چنگيزيان اطاعت مىنمود و چنگيز خان و اوگتاى او را با همان لقب قتلغ خان به حكومت كرمان باقى گذاشتند . قطب الدين و ركن الدين ( 632 - 656 ) - براق حاجب يك پسر و چهار دختر داشت و يكى از دختران او را چنان كه گفتيم قطب الدّين محمود شاه اتابك يزد در عقد خود آورد . پسر او ركن الدّين مبارك خواجه در سال فوت پدر از طرف براق باظهار ايلى به خدمت اوگتاىقاآن رفته بود . چون براق وفات يافت و ركن الدّين در كرمان نبود پسر عمّش قطب الدين محمد سلطنت كرمان را در دست گرفت ولى اوگتاى فرمان اين حكومت را بنام ركن الدّين صادر كرد و قطب الدّين را به خدمت خواسته او را بچين پيش محمود يلواج فرستاد و ركن الدّين در 28 شعبان 633 بكرمان وارد شده به جانشينى پدر قيام نمود . قطب الدّين تا فوت گيوك در خدمت محمود يلواج بسر مىبرد . چون منگو قاآن بتخت خانى نشست ( سال 648 ) محمود يلواج فرمان ايالت كرمان را از خان جديد بنام قطب الدّين گرفت و ركن الدّين اضطرارا در سال 650 بيزد پيش اتابك علاء الدّين شوهر خواهر خود رفت و از آنجا بعزم بغداد به لرستان شتافت ولى قبل از وصول ببغداد به راهنمائى يكى از امراى مغول به خدمت منگو قاآن رفت و منگو قاآن او را پيش قطب الدّين فرستاد و قطب الدّين هم او را در سال 651 كشت و ملك كرمان قطب الدّين را مصفى شد . قطب الدّين در مدّت سلطنت خود كرمان را آرام نمود . در عهد او در كرمان يك نفر خود را جلال الدّين منكبرنى خوانده جماعتى را گرد خويش جمع نمود و فتنه‌اى برپاكرد ، قطب الدّين آن فتنه را خوابانيد و راهزنان بلوچ را نيز سركوبى